قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
817
درة التاج ( فارسى )
من غير مخصّص باشد ، و آن محال است . و جهارم آنك : آنج واجب الوجود معيّن به آن او ، اوست ، واجب است كى « 1 » زايد نباشذ بر ماهيّت خارجى او ، بل كى آن نفس او باشذ ، و هر جه جنين باشد نوع او منحصر باشذ در شخص او . امّا بيان صغرى به جهت آنك : اگر هويّت او نفس ماهيّت [ ( او ) ] نباشذ زايد [ ( باشذ ) ] برو - و محتاج باشذ به آن ، بس ممكن باشذ لذاتها ، و او را مؤثّرى باشذ ، - و آن مؤثّر : اگر نفس ماهيّت او باشد بس ماهيّت او متشخّص « 2 » بوذه باشذ بيش « 3 » از آن ، و اين محال است . و اگر غير آن باشذ لازم آيذ احتياج واجب الوجود در هويّت او به غير او ، و اين هم محال است . و امّا كبرى « 4 » ظاهرست . و بنجم آنك : اگر دو واجب الوجود حاصل شوذ از نوعى واحد هويّت واجب الوجود متعيّن : اگر علّت ماهيّت او باشذ در خارج واجب لذاته معلول غير باشذ ، و ممكن . و اگر هر دو معلول يك علّت باشند ، همين لازم آيذ . - و اگر واجب لذاته علّت هويّت او باشذ ، بس نوع او در شخص او باشذ ، و اثنينيّت فرض كرديم ، هذا خلف . و ششم آنك : هويّت واجب لابدّست كى وجودىّ باشذ ، از براى آنج گذشت ، و جون جنين باشذ يا : واجب باشذ لذاتها ، يا ممكن [ ( لذاتها ) ] . - اگر اوّل باشذ واجب صفتى باشذ عارض نوع ، و مفتقر بأو ، و اين ظاهر البطلان است . و اگر ثانى باشذ مفتقر شود يا بماهيّت واجب فقطّ ، - بمعنى آنك سبب تمام « 5 » باشذ او را ، و حينئذ نوع او در شخص او باشذ . يا به غير او فقطّ ، يا بأو و به غير او با هم ، و هر جگونه كى باشذ از « ( ين ) » دو قسم
--> ( 1 ) - اگر - مب . ( 2 ) - مشخّص - ط - مب . ( 3 ) - و بيش - ط . ( 4 ) - كبرى هم - ط - مب . ( 5 ) - تام - م .